تبليغاتX
همواره
مرتبط با نوشته قبل: خوب احمدی نژاد اومد دیگه. گزارشم در BBC

+ 2007/5/14 |

 دیدار احمدی نژاد با ایرانیان  دبی

Image and video hosting by TinyPic

زمانی که ایران شاه داشت، حاکم دبی زمین بسیار بزرگی رو در منطقه خوبی در دبی به شاه تقدیم می کنه که از اون روز تا حالا این زمین جزو خاک ایران باقی مونده. همون سالها بنایی در این زمین برپا شد که باشگاه ایرانیان نام گرفت و تا امروز به همین نام خونده میشه. ساختمون اقامتی و پذیرایی، سینما و مرکز فرهنگی که نمی دونم مرکز فرهنگیش قبلا چی بوده و محوطه ورزشی که یه زمین چمن بزرگ هم داره. وقتی از ورودی باشگاه که بر خیابون عود میثا قرار گرفته به ساختمون و محوطه نگاه کنی سبک معماری سالهای پیش از انقلاب خودنمایی می کنه. از سال ساخت باشگاه درست خبر ندارم و داستان نگهداری و ادامه فعالیت بعد از انقلابش هم طولانیه. می دونم که مدیریت و احتمالا مالکیت باشگاه دست بنیاد جانبازانه و شنیدم که سالهای بعد از انقلاب به دلایلی زمین کوچیک شده. که این خیلی می تونه جالب باشه. دست بر قضا چون این محل متعلق به ایرانه، رعایت شؤونات اسلامی نه تنها لازمه که واجب هم هست. برای همین دم در ورودی به خانمهای احتمالا بی حجاب توی یه کیسه پلاستیکی یه روسری تمیز تقدیم میشه که دیگه بی حجاب نباشن. این موضوع ایرانی و غیر ایرانی بر نمی داره چون خودم مارلین، منشی فیلیپینی رو دیدم که توی باشگاه روسری سر می کنه و خیلی هم از این بابت خوشحاله.

حالا احمدی نژاد داره میاد دبی که مردم ببیننش. اون زمین چمن بزرگی که که گفتم در اون روز به خصوص به دوقسمت بانوان و آقایان تقسیم میشه که کسی دست از پا خطا نکنه. بعد رئیس جمهور میاد که همه ببیننش. درست عین شام غریبان که خیلی شلوغ پلوغ شد و چون همه از هم جدا بودن، مجبور شدن توی خیابونای پشتی باشگاه از جدایی دربیان. انصافاَ خیلی هم شمع روشن کردن. توی پوستر احمدی نژاد به مردم لبخند میزنه و چون مجبور نیست توی آفتاب داغ سر ظهر دبی برای مردم سخنرانی کنه، خوشحاله. برنامه شب توی تاریکی برگزار میشه، عین شام غریبان.

مرتبط: خلیج تایمز (به نقل از AFP)

+ 2007/5/10 |

امروز سه شنبه است، یعنی چهار روزه که از بیروت برگشتیم ولی من هنوز فرصت نکردم حتی یه کلمه درباره اش بنویسم. البته این سفر بیروت نبود بلکه سفرلبنان بود. محمد عطایی که یه هفته سفر رو باهاش بودیم میگه شما دو تا لبنان رو ندیدین، شخم زدین. راست میگه، ما به سمت شمال تا ترابلس و در جنوب تا حدود ناقوره رو گز کردیم. ناقوره از سال هفتاد و هشت میلادی شده مقر اصلی نیروی موقت سازمان ملل در لبنان(UNIFIL). از اونجا جلوتر نرفتیم. میشه گفت ارتش دیگه نذاشت جلوتر بریم چون منطقه هنوز پر از بمب خوشه ایه. به هر حال خلاصه بگم که لبنان همون شمال خودمونه ولی کنار مدیترانه. شمال خودمون یوخده سبزتره. لبنان یه سرزمین سبزه که از بالای ارتفاع میتونی رنگ آبی دریا رو تا دلت بخواد ببینی. مردم نسبتاَ شنگول و خوش تییپ ببینی و کلی سیاحت کنی. درباره سفر در اولین فرصت می نویسم.

+ 2007/5/1 |